احمد بهشتى
326
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )
پيدايش چنين نظامى است . او نه تنها فاعل بالقصد و بالطّبع و بالاتّفاق نيست ، بلكه فاعل بالجبر هم نيست . آيا مىتوان از هر كسى كه فاعل بالقصد نيست ، سلب اختيار كرد و او را در صف فاعلهاى طبيعى يا مجبور يا بالاتّفاق و الجزاف ، قرار داد ؟ درست است كه هر فاعل بالقصدى ، فاعل بالاختيار است ، ولى نمىتوان گفت : هر فاعل بالاختيارى ، فاعل بالقصد است ؛ چراكه عكس مستوى موجبهء كلّيّه ، موجبهء جزئيّه است و بايد گفت : برخى فاعلهاى بالاختيار ، فاعل بالقصدند و بايد ديد برخى ديگر از فاعلهاى بالاختيار ، كدامند ؟ از نظر حكماى مشّا ، اين بعض ، فاعلهاى بالعنايهاند . چنانكه از نظر حكماى اشراق ، فاعلهاى بالرضا و از نظر حكماى صدرايى و عارفان ، فاعلهاى بالتجلّىاند . « 1 » تفسير بسيار دقيق عنايت شيخ الرئيس در تفسير عنايت ، بسيار دقّت به خرج داده است ؛ تا راه را بر همهء كسانىكه ممكن است بعدها بيايند و او را متّهم كنند كه واجب الوجود را فاقد علم به جزئيّات متغيّر ، معرّفى كرده يا واجب الوجود را در حدّ فاعلهاى بالطّبع و بالاتّفاق و بالجبر تنزّل داده ، مسدود كند . او براى تفسير عنايت به سه ويژگى مهم روى آورده ، تا نشان دهد كه هرگونه علمى عنايت نيست . هرچند هر عنايتى علم است . بنابراين ، نسبت ميان آنها عموم و خصوص مطلق است .
--> ( 1 ) . در اينجا بايد توجه كرد كه حكيم اشراقى ، علم پيش از ايجاد واجب الوجود را علم اجمالى و علم مع الايجاد را عين فعل مىداند و به همين جهت است كه واجب الوجود را فاعل بالرضا مىنامد ؛ ولى حكماى صدرايى و عارفان ، علم پيش از ايجاد واجب را علم تفصيلى و عين ذات و حضورى مىشناسند و علم مع الايجاد را عين فعل مىدانند . بنابراين ، هر دو علم تفصيلى و حضورى است : يكى عين ذات و ديگرى عين فعل ، دربارهء فاعل بالعنايه به توضيحات متن توجه شود .